خانه / موفقیت / داستان انگیزشی / پیشنهاد رد نشدنی دخترک جلوی خیابان

پیشنهاد رد نشدنی دخترک جلوی خیابان

پیشنهاد رد نشدنی دخترک جلوی خیابان

TARFAND DOKHTARK پیشنهاد رد نشدنی دخترک جلوی خیابان

پیشنهاد رد نشدنی دخترک جلوی خیابان

در محفلی نشسته بودیم  و صحبت از انجام  کارخیر بود که یکی از اقوام گفت امروز کار خیری کردم که میخوام تعریف کنم همه منتظر شنیدن داستان کار خیرش بودیم
گفت امروز سر فلان تقاطع که به سمت بیرون شهر میرفت با ماشین ایستادیم با خودمان گفتیم که چه خوب است قبل از خروج از شهر چند چیز بخریم سریع به سمت راست مان پهلو گرفتیم و ماشین مان را پارک کردیم راننده رفت تا وسایل مورد نظر را بخرد و برگردد من در ماشین ماندم که دیدم دختری ده ساله بمن نزدیک شد و گفت :
سلام خاله ، خسته نباشی
گفتم : سلام عزیزم  بله؟
گفت : خاله یروزه نهار نخوردم خیلی گرسنمه ..
با خودم گفتم این فسقلی رو ببین مارو داره گیر میاره،پول میخاد
گفتم : پول میخای
گفت : نه خاله من گدا نیستم
گفتم : پس چی می خای
گفت : خاله یه فلافل برام میگیری من و مامانم بخوریم و سیر شیم
پول نمیخام گدا نیستم همونو نصف میکنیم میخوریم و اشاره کرد به فلافل فروشی که چند متر آنورتر بود
من نگاهی به فلافل فروش کردم و راننده ما در حال آمدن به سمت ماشین بود وقت نداشتم سریعا دست به کیف بردم و مبلغی به دخترک دادم
دخترک از دریافت پول ابتدا سر باز زد اما با اصرار من پول را گرفت و خیلی خوشحال شد و ….
تا اینجا که گفت من حرفش را قطع کرده و گفتم : چقد پول دادی ؟
گفت : پول دوتا فلافل را دادم
هنگام گفتن این جمله آخر چهره اش  بسیار ملکوتی شده بود
خندیدم گفتم : آفرین به آن دخترک
با تعجب به من نگاه کرد و گفت : آفرین به اون ؟ چرااا مثلا ؟؟
با لبخند گفتم رو دس خوردی , در واقع یه سناریو از پیش نوشته رو برات اجرا کرد
به زبان ساده یه پیشنهاد رد نشدنی به تو داد
گفت: متوجه نمی شم
گفتم : الان توضیح می دم , ببین اگر یکی با تنی سالمی و دارای چهار دست و پای سالم  به سمت ما بیاد و درخاست پول کنه
که مثلا مسافره جا مونده می خاد بره شهرش نیاز به پول نقد داره , شما به راحتی بهش پول نقد می دی ؟ یا مثلا برای خرید دارو , غذا , لباس و یا هر چیز دیگر
گفت : مشخصه که نه. سالمه بره کار کنه یا به پلیس مراجعه کنه
گفتم نکته دقیقا همینجاست اون کوچولو با تغییراتی تو پیشنهادهای معمولی که هر روز در خیابون از افراد متکدی میشنویم یه پیشنهاد عادی رو , به یه پیشنهاد رد نشدنی  تبدیل کنه و اونو به شما ارایه داد به اینصورت که
اولا – مستقیما از شما درخواست پول نکرد بلکه هدایتت کرد به سمت دریافت کمک غیر نقدی
دوما – سعی کرد یه فضای احساسی ایجاد کنه که من و مادرم یروزه غذا نخوردیم و حاضریم یه فلافل رو تقسیم بر دو کنیم وبخوریم
سوما – از شما خواست برای صحت این کار خودت خرید کنی که کاملا حساب شده می دونست تویه مسافر هرگز یکربع زمان برای خرید فلافل نمیزاری ( بنابراین با دادن پول نقد زمان بدرست میاری)
چهارم – اینکه با بردن نام مقدس مادر به تو تزریق کرد ما دو نفریم با یک لقمه! لطفا خاله کمک انسان دوستانه تو”دوبل” کن
پنج – با نگرفتن ظاهری پول فلافل , شک تو از بین برد
و مطمعن باش بعد از تو به مسافرینی که جلوی همون اتوبان ترمز می کنن همین داستانو با اجرایی قویتر از قبل بازی خواهد کرد

نتیجه : بنده با اینکه با نوع کار این دختر کوچولو شدیدا مخالفم و قبولش ندارم اما آرزو می کنم روزی برسه از این هوش و درایتش در زمینه ی مثبتی استفاده کنه و مهم تر روزی برسه که کاسبین عزیز ما از همچین پیشنهاد های رد نشدنی ای  تو کسب و کار شون استفاده کنند

منبع: ایده آموز
ممنون
شهرام نیک نیا

کلمات مرتبط :

پیشنهاد رد نشدنی دخترک جلوی خیابان , داستان انگیزشی , تکنیک فروش , تکنیک کاربردی برای متقاعد کردن مشتری , متقاعد کردن مشتری , متقاعد کردن دیگران , مشتری مداری , مشتری , تکنیک , متقاعد , ایده آموز , فروش , ایده جدید , مشاغل خانگی , کسب درآمد , ایده مشاغل خانگی , خلاقیت , کارآفرینی , کار در خانه , کسب درآمد در منزل , کسب و کار , بازاریابی , داستان ,

لینک کوتاه : http://idehamooz.ir/wvrH4

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*


دو + = 7

theme