خانه / اساتید و کارآفرینان / بیوگرافی کارآفرین – ناصر قدیرکاشانی

بیوگرافی کارآفرین – ناصر قدیرکاشانی

بیوگرافی کارآفرین – ناصر قدیرکاشانی

بیوگرافی کارآفرین - ناصر قدیرکاشانی

 جیم ران، استاد بزرگ توسعه فردی که بسیار دوستش می‌دارم، معتقد است که میزان پیشرفت شما در پنج سال آینده را، دو چیز مشخص می‌کند؛

  1. کتاب‌هایی که می‌خوانید بر شما تاثیر میگذارند
  2. آدم‌هایی که ملاقات می‌کنید و با آنها وقت میگذرانید

پس باید این دو را جدی‌تر بگیرید و برایش برنامه‌ریزی داشته باشید.
من درگذشته کتاب‌های زیادی خوانده‌ام و در دوران کار رسانه‌ای خودم، با آدم‌های مختلف، گاه مشهور و گاه عادی و گاه موفق و گاه شکست خورده، روبه‌رو شده‌ام.

درس‌های زیادی از آن‌ها آموخته‌ام. شاید این درس‌ها، به کار شما هم بیاید.
تصمیم گرفته‌ام بخشی از این درس‌ها را باهم مرور کنیم؛ شاید گره‌ای از کار شما بگشاید، همان‌طور که گره‌ای از کار من گشودند.

یکی از بهترین ملاقات‌هایی که در طی دوران حرفه‌ای کار رسانه‌ای خودم داشته‌ام، با مهندس سلطان حسین فتاحی بوده است. او را با برند امرسان به یاد بیاورید. او، بنیان‌گذار این برند مشهور و ماندگار بوده است.

مهندس فتاحی، یک آذری است و درست مثل بخش اعظمی از آذری‌های مهاجر به تهران، سخت‌کوش است. او را در دفتر کوچک و ساده و محقری در حوالی میدان ونک ملاقات کردم؛ جایی که تصور نمی‌کردم مردی این‌چنین موفق و پولدار، چنین دفتر ساده‌ای داشته باشد.

ملاقات ما، دو، سه باری هم تکرار شد؛ برای نشریات مختلف. یکی از بزرگ‌ترین درس‌هایی که از این کارآفرین ایرانی گرفتم، وقت تلف نکردن بوده است. او اشاره می‌کند که در شرکت‌شان، یک اصل واقعی و مهم دارند:

اول اصل کلام، بعد خداحافظ.

شاید در ابتدای امر این اصل چندان خوشایند طبع آدمی نباشد، اما وقتی‌که به دردسرهای آدمی مثل او توجه کنید، می‌بینید که چاره‌ای جز این هم ندارد.

گاهی وقت‌ها که می‌خواهم مذاکره‌ای بکنم، حرفی بزنم، جایی بروم، این جمله را مدام به خودم یادآوری می‌کنم؛ «اول اصل کلام، بعد خداحافظ.» به همین دلیل هر وقت که این اصل یادم می‌ماند، می‌توانم خوب نتیجه بگیرم و کمتر وقت تلف کنم.

شما هم می‌توانید از این اصل در همه‌جا استفاده کنید؛ ببینید اصل مطلب چیست و چه چیزی را می‌خواهید مطرح کنید. سپس آن را مطرح کنید. بعدش، وقت تلف نکنید و به کارهای دیگرتان برسید.

متأسفانه در فرهنگ ایرانی ما، تعارف کردن باعث سوءتفاهم‌های بسیار و البته وقت تلف کردن‌های بسیارتر دیگر می‌شود. با این اصل، از دست این تعارف‌ها فرار می‌کنید و بعد از مدتی، هم خودتان و هم دیگران، می‌دانید و می‌دانند که نباید با وقت شما بازی تعارفی انجام بدهند.

درس بزرگ دیگری که از این کارآفرین همیشه در ذهنم مانده، چنین بوده است:

ما اینجا هستیم که مشکلات را حل کنید؛
وگرنه اگر قرار بود که مشکلات را حل نکنیم، چرا اینجا باید می‌بودیم و اصلاً چرا به اینجا آمده‌ایم؟

او برایم تعریف می‌کرد که روزی دریکی از جلساتی که با کارآفرینان و صنعتگران دیگر داشت، همه شروع به گله و شکایت کردند که بله، قیمت فلان چیز بالا رفته و دلار نوسان زیادی یافته و … او در آن جلسه ساکت بوده و حرفی نمی‌زده.

تا این‌که بقیه صدایشان درمی‌آید که شما چرا حرفی نمی‌زنید؟
او هم با همان صراحتش گفته بود که ‘چه حرفی باید بزنم؛ من اینجا هستم که این مشکلات را حل کنم. خب مشکل است دیگر، باید حلش کنیم؛ پس ما اینجا چه‌کاره‌ایم؟

کاسب و صنعتگر و کارآفرین یعنی همین؛ اگر قرار بود فرش قرمز پهن کنند که دیگر وجود ما لزومی نداشت و همه مردم و مسئولان خودشان این کار را می‌کردند. من به‌عنوان یک مدیر کسب‌وکار، باید این عرضه را داشته باشم که بتوانم این مشکلات را حل کنم.’

این نیز، درس بزرگ دیگری بود که از او یاد گرفتم.
به‌شدت معتقدم، هیچ‌چیز در کسب‌وکار رقت‌برانگیزتر از این نیست که مدیری را ببینیم که،

  • از تصمیم‌گیری عاجز است
  • مدیری که نمی‌تواند مشکلاتش را حل کند
  • مدیری که مثل یک کارمند غرغرو، جلوی نیروهای خودش گله و شکایت می‌کند و بدین‌وسیله، ضعف خودش را نمایان می‌سازد.

پس باید این دو را جدی‌تر بگیرید و برایش برنامه‌ریزی داشته باشید.
من درگذشته کتاب‌های زیادی خوانده‌ام و در دوران کار رسانه‌ای خودم، با آدم‌های مختلف، گاه مشهور و گاه عادی و گاه موفق و گاه شکست خورده، روبه‌رو شده‌ام.

درس‌های زیادی از آن‌ها آموخته‌ام. شاید این درس‌ها، به کار شما هم بیاید.
تصمیم گرفته‌ام بخشی از این درس‌ها را باهم مرور کنیم؛ شاید گره‌ای از کار شما بگشاید، همان‌طور که گره‌ای از کار من گشودند.

یکی از مهم‌ترین ملاقات‌هایی که در طول فعالیت حرفه‌ای خودم داشته‌ام، با این جوان بوده است. البته الآن در حال نزدیک شدن به چهل‌سالگی است، اما این سن و سال برای دنیای کسب‌وکار، یک سن جوان محسوب می‌شود.

ناصر قدیر کاشانی، مدیرعامل شرکت خدمات اول مخابرات است. از آن جوان‌های پر شروشور است که از زیر صفر، خودش را به این اوج رسانده است و حالا جزو میلیاردهای ایرانی است.

قدیر کاشانی روزگاری ورشکسته شده بود؛ به روایت خودش سیصد میلیون بدهی داشته است؛ آن‌هم در سال‌های دهه هشتاد که این رقم، به تورم امروز ما خیلی خیلی بالاتر می‌شود.

حتی روایت می‌کند که روزگاری از ترس طلبکارانی که در جستجوی او بوده‌اند، در کارگاه‌های نیمه تعطیل و تعطیل اطراف قم می‌خوابیده است تا دست کسی به او نرسد.

اما او حالا، جزو موفق‌ترین جوانان ایرانی در بازار کسب‌وکار است.

فکر می‌کنید چرا این اتفاق افتاده است؟
خودش روایت می‌کند که در همان دورانی که از ترس طلبکاران فراری بوده، پنهانی سفری به مشهد مقدس می‌کند و از امام رضا علیه‌السلام، می‌خواهد که مشکلاتش را حل کند.

من به‌شخصه، چهره‌های زیادی را دیده‌ام که بعد از زیارت امام رضا علیه‌السلام و تقاضایی که از او داشته‌اند، ناگهان زندگی‌شان ازاین‌رو به آن رو شده است. سلطان فوتبال ایران، علی پروین نیز اشاره می‌کند که روزی به مشهد و زیارت رفته بود؛ از امام رضا علیه‌السلام تقاضا می‌کند که او را بهترین فوتبالیست ایران کند؛ اتفاقی که برایش افتاد.

امتحانش که ضرری ندارد، دارد؟ یک‌بار امتحانش کنید.

و اما درس بزرگی که از این کارآفرین یاد گرفتم، کار کردن برای موفقیت بوده است؛ نه برای پول.
او طی مصاحبه‌ای که باهم داشتیم، اشاره کرد اول کار و پروژه را انجام می‌دادند، به‌خوبی هم انجام می‌دادند، سپس از طرف مقابلشان پول می‌خواستند.

وقتی هم طرف مقابل می‌گفت که میزان حق‌الزحمه را مشخص کنید، می گفتند شما کار را ببینید، آن‌وقت صحبت می‌کنیم. همیشه هم پول بیشتری می‌گرفتند؛ بیشتر از مقداری که فکرش را می‌کردند.

قدیر کاشانی اشاره می‌کند از دیدن جوانانی که در ابتدای کار، اول از حقوق و مزایا صحبت می‌کنند بدون این‌که دنبال موفقیت باشند، حسابی ناراحت می‌شود.

چطور است این درس را از این به بعد اجرایی کنیم؟
از این‌ پس برای موفقیت کار کنید. موفقیت؟ قبلاً گفته‌ام که موفقیت مابه ازای بیرونی ندارد؛ موفقیت یعنی این‌که، عده‌ای کارها را به گونه‌ای بهتر و سریع‌تر از دیگران انجام می‌دهند. حتی موفقیت یعنی این‌که منظم‌تر از دیگران باشید و … . این می‌شود تعاریف ساده و سهل الوصول از موفقیت.

  • مدام با خودتان فکر کنید که چطور می‌توانید کارها را بهتر و سریع‌تر از دیگران انجام بدهید؟
  • مدام به این فکر کنید چطور می‌توانید به این سبک، موفق‌تر باشید؟
  • مدام به این فکر کنید که چه چیزهایی حذف و چه چیزهایی باید اضافه شود تا بتوانید به موفقیت‌های بیشتری برسید؟

مطمئن باشید بعدتر، پول و پاداش‌های مالی هم به سمت‌وسوی شما خواهد آمد.

لینک کوتاه : http://idehamooz.ir/hHD8q

همچنین ببینید

زندگینامه دکتر شاهین فرهنگ

زندگینامه دکتر شاهین فرهنگ

زندگینامه دکتر شاهین فرهنگ مدرس علم موفقیت زندگینامه دکتر شاهین فرهنگ ایده آموز امروز برای …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


دو × = 12